تبليغاتX
بیرون پریدن از قاب
تئاتر امروز

عناصرنمایش (1) : 

حرکت ، رقص ، بیان نمایشی

Movement- dance and dramatic expression

رودلف لابان (Rodolf laban   ) 

 

یونانیان به تربیت بیان و بدن البته اهمیت می دادند ، اما تازمانی که رودلف لابان پژوهشهایش را آغاز کرد ، توجه نظام یافته ای به هنر حرکت معطوف نشد .

لابان در شهر براتیسلاو در زمانی که این شهرِ چکوسلواکیایی هنوز بخشی از امپراطوری اطریش / مجارستان بود، به دنیا آمد . در نوجوانی متصدی کلیدها در state theatre  بود و در پانزده سالگی باشگاه رقص نمایشی را درست کرد . در بیست و پنج سالگی در مونیخ مدرسه ای راه انداخت و در آن روی نظریه های حرکت و با استفاده از نظریه های اکسپرسیونیستی نظیر ضرباهنگ ، تلاش و سازگاری فضا کار کرد . تقریباً در همان زمان که برشت به استانیسلاوسکی و تئاتر هنر مسکو پشت می کرد ، لابان از دنیای رمانتیک باله روسی دیاگلیف diagilev   جدا می شد و رویکرد جدیدی را به رقص بنیان می نهاد . او در آلمان شهرتی به هم زد و در اپرای برلین و تئاترهای دولتی دیگر کار کارگردانی رقص را برعهده گرفت . هنگامی که هیتلر به قدرت رسید دیگر ( مثل برشت ) جایی برای لابان در آلمان نبود . در سال 1936  گوبلز نمایش رقص عظیمی را که لابان کارگردانی کرده بود ، متوقف و اعلام کرد که در آلمان فقط برای یک حرکت جا هست و آن جنبش ناسیونال سوسیالیست است ! این قضیه مدتی کار لابان را نتوقف کرد . تا زمانی که لیزا اولمان  در  پاریس به سراغ او رفت . در حالی که آه در بساط نداشت و اورا به انگلستان برد و کار تحقیقاتی او دوباره آغاز شد . در دارتینگون هال  فرصت های بیشتری برای کار پیداکرد . لابان باهمکاری بازرگانی انگلیسی به نام اف . سی . لارنس برداشتش از حرکت را در صنعت ، تجارت و حتی فنونِ پریدن با چتر نجات به کار برد . از دانش او در تعلیم و تربیت هم استفاده کردند و این کار تأثیر عمیقی بر تعداد زیادی از داوطلبان به خصوص در سطح دبیرستان ها گذاشت . در اواخر دهه پنجاه در آدلستون واقع در سوری  ، محلی دائمی برای استودیوی هنر رقص ، ایجاد شد .

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:36  توسط محمدرضاعربیارمحمدی | 
نوشته ای کوتاه از هومن شهرستانی

 

نکته ای کوتاه در مورد تخیل مخفیانه در اکسپرسیونیسم

تخیل مخفیانه در اکسپرسیونیسم ، ناهماهنگی و جسارتی است که غیر ممکن را به صورت جنجال و حقارت می آفریند.
اکسپرسیونیسم از رمانتیسم افراطی و دیوانه واری سر چشمه می گیرد.
قصر های ترسناک ، هراسهای نا بخردانه ، دختر جوان رنگ پریده با موهای پریشان ، انسانهایی با نیروی شیطانی ، پله های تاریک و پرسر وصدای صومعه که نشانه ای از خدا درآن نیست؛ و هر چیزی که تماشاچی رابه هیجان درآورد و وی را از سستی و خمودگی بیرون بیاورد و با مغناطیس خود ، مخاطب را شوکه کند، از جمله تخیل های مخفیانه در اکسپرسیونیسم است .

هومن شهرستانی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:26  توسط محمدرضاعربیارمحمدی | 
 

نوشته ای از هومن شهرستانی

ساختار در ادبیات دراماتیک

ساختار از لحاظ معنی لغوی یا فرهنگنامه ای و به طور کلی عمومی و جامع ، ارتباط اجزاء با یکدیگر و با کــل است . به نحوی که با وسایل قابل شناخت بتواند توجه مخاطب را به آنچه که در کنش، اساسی تر است جلب کند .
ساختار جدا از طرح یا کنش نیست . برای هر نوع مفهومی ، هنرمند از ساختار ویژه ای پیروی می کند . طرح برای عینی شدن به ساختار نیاز دارد . ساختار یعنی نظام. در هر نظام ، همه اجزاء به هم ربط دارند ، به نحوی که کار کرد هر جزء وابسته به کل نظام است و کل نظام به کل اجزاء می چرخد.
در هر نظام ، هیچ جزئی نمی تواند بیرون از کار اجزاء چنانکه هست باشد.
به همین جهت ، کل نظام ، بدون درک کارکرد اجزاء، قابل درک نیست. حادثه و وقایع داستان بر اساس ساختار ، منظم می شود . ساختار به دو دسته بیرونی و درونی تقسیم می شود. به نوشته ساختار ارسطویی، دو قسمت عمده در ساختار وجود دارد:
1ـ گره افکنی:از ابتدا تا نقطه ی اوج 2ـ گره گشایی:از نقطه ی اوج تا پایان.
هشت نکته به ترتیب در ساختار ارسطویی وجود دارد.
1ـ پیش درآمد 2ـ زمینه چینی 3ـ اکسپزسیون 4ـ گره افکنی 5ـ ستیز 6 ـ بحران یا اوج 7ـ گره گشایی 8ـ نتیجه
البته متداول ترین ساختار چهار بخش است :
1ـ خطی 2ـ مدور 3ـ ایستا 4ـ تک پرده ای
در ساختار «هرم فریتاک « که با بسیاری از تراژدی ها ی یونان همخوانی دارد پنج قسمت مهم دیده می شود :
1ـ مقدمه 2ـ عمل فرایند 3ـ اوج 4ـ عمل کاهنده 5ـ نتیجه
متداول ترین ساختار ارسطویی خطی یا علت ومعلولی است .

هومن شهرستانی

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 11:22  توسط محمدرضاعربیارمحمدی | 
باسلام به همه ی دوستان تئاتری و تئاتر دوستان محترم .  با ایجاد این صفحه سعی در شروع فعالیتی  مداوم در زمینه ی پزوهش های نمایشی ُ معرفی تئاتر شاهرود و دیگر جغرافیای جهان ُ و آشنایی با تفکرات زیبای شماُ دارم . سعی خواهم کرد این صفحه را به صورت نشری زیبا و خواندنی به همه ی شما ارائه دهم . منتظر یاری شما خواهم بود .

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 4:43  توسط محمدرضاعربیارمحمدی |